تبليغاتX
چشم آهو «قزوين»
هشت خصلت انسان مؤمن"

نیایش

يَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ انْ يَكُونَ فيهِ ثَمان خِصال :

وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا
يَظْلِمُ الاْ عْداءَ، وَ لا يَتَحامَلُ لِلاْ صْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى
راحَةٍ.

 سزاوار است كه هر شخص مؤ من در بردارنده هشت خصلت باشد:


هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام ،

هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور ،

هنگام رفاه و آسايش شكرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد.


دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را


 تحميل ننمايد، جسمش خسته ؛ ولى ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 7:51  توسط عباس   | 

كوله پشتي                 يك لبخند                  

جلسه خانوادگي بود ، همه بودند، وجود پيامبر (ص)جمعشان را روشن كرده بود با لبخندي و نگاهي به

همه فرمود:

 

(( شما آن قدر  پول نداريد كه دل همه را به دست آوريد، پس بكوشيد با خوش رويي همه را خرسند كنيد )).

 

"يك لبخند"،"احوالپرسي گرم"وحتّي " تكان دادن سر" دل هاي گريزنده را رام مي كند و نگاه هاي غريبه را آشنا.    پس چرا دريغ ؟ ! 

                                      

                                      وسايل الشيعه،ج2،ص222       

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:33  توسط عباس   | 

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر

کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب

زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .

در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود .معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته

هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها

شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری

داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه

ها راحت شدند .

معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی

داشتید ؟

بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت

داشتند .آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می

دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا

همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل

کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:0  توسط عباس   | 

  

1-    قبل از صرف غذا و بعد از آن با یادوسپاس خداوند متعال ، آرامش بیشتری به خود و سایر اعضای خانواده بدهید.

2-    از خوردن غذا های خیلی سرد یا خیلی داغ پرهیز کنید.

3-   از فعالیت شدید جسمی و فکری ، قبل و بعد از غذا خوردن خود داری کنید.

4-   ازخوابیدن روی شکم ، بعد از غذا خود داری کنید.

5-   بهتر است تا 1 ساعت قبل و بعد از غذا ، چائی یا قهوه میل نکنید .

6-   غذا را در محیطی آرام و با اعصاب راحت میل کنید .

7-   از تماشا کردن تلویزیون در زمان صرف غذا تا حد امکان خودداری کنید.

8-   در مصرف غذا های آماده یا طبخ شده خارج از منزل افراط نکنید.

9-   غذا را خوب بجوید و از خوردن غذا با عجله و بلعیدن لقمه های بزرگ و درست جویده نشده خودداری کنید.

10-وسط غذا آب یا سایر مایعات ( نوشابه ها ) استفاده نکنید.

11-از صرف صبحانه کامل و مفید غافل نشوید.

12-بهتر است به جای مصرف تنقلاتی که فقط حاوی روغن ، شکر یا نمک و مواد نشاسته ای است از مواد سالم و مغذی مانند انواع آجیل ها یا میوه های خشک شده استفاده کنید .

13- تنوع و تعادل را در مصرف مواد غذائی رعایت کرده و از مصرف افراطی یک گروه خاص از مواد غذائی خودداری کنید.

14- در خوردن گوشت قرمز افراط نکنید. لازم نیست حتما هر روز گوشت بخورید بلکه می توانید از انواع حبوبات ،پنیر و تخم مرغ هم استفاده کنید.

      15-برای بهره مندی بهتر از پروتئین های گیاهی ، می توانید از مخلوط انها با غلات یا مواد نشاسته ای استفاده کنید  مثل عدس   

         پلو ، لوبیاپلو ، خوراک لوبیا چیتی با کمی سیب زمینی و ...

16-مصرف آهن همراه با منابع کلسیم مانند شیر ، کشک و ... باعث کاهش جذب آهن می گردد.

17- آیا می دانید ویتامین ث که در مرکبات و سبزیجات وجود دارد باعث افزایش جذب آهن رژیم غذائی ، بهبود  سیستم ایمنی و حفاظتی و سلامت بدن و شادابی پوست می شود.

18- در برنامه غذائی خود حداقل 2 مرتبه در هفته ماهی مصرف کنید یا به میزان 400- 300 گرم . زیرا اسید های چرب امگا 3 موجود در ماهی در کاهش کلسترول ، تری گلیسیرید و فشار خون  ودر یشگیری از ابتلا به بیماری های قلبی عروقی موثر هستند .همچنین ا سید های چرب امگا 3 در کنترل بیماری های مفصلی و آرتریت روماتوئید موثر می باشند.

19- تا حد امکان همیشه از سبزی و میوه ی تازه استفاده کنید ، در صورتی که هر روز به سبزی تازه دسترسی ندارید از سیر و پیاز کمک بگیرید.

20-بهتر است حداقل یکی از میوه هایی را که در طول روز استفاده می کنید از منابع ویتامین ث باشد. سعی کنید تا زمانی  که کاملا گرسنه نشده اید غذا نخورید . قبل از سیری کامل  وپر شدن بیش از حد معده دست از غذا خوردن بکشید
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:2  توسط عباس   | 

 

1-    روزی 30 دقیقه ورزش کنید.

2-    هر دو ساعت یک لیوان آب بنوشید.

3-    اگر میتوانید روزی 20 دقیقه دوچرخه سواری کنید.

4-    اگر در خواب خروپف می کنید باپزشک خود مشورت کنید ،این امر میتواند درتنفس و فشار خون اختلال ایجاد کرده و سلامت قلب و عروق شما را در معرض خطر قرار دهد.

5-    هر هفته مقدار کمی کاکائوی تلخ بخورید.

6-    شبها حداقل 7 ساعت بخوابید.

7-    دست کم هفته ای یکبار ماهی مصرف کنید.

8-    از خوردن صبحانه کامل و سر شار از فیبر غافل نشوید.

10-مواد غذائی دارای امگا 3 رادر برنامه غذائی خود بگنجانید.

11-به مصرف لوبیا نیز توجه کرده و آن را به شکل خوراک یا برروی سالاد میل کنید.

12-خوب است بدانید خوردن آلبالو برای قلب خالی از لطف نیست.

13-هرروز پرتقال یا آب پرتقال میل نمائید.

14-در روز های تعطیل فقط استراحت کرده و تلفن همراه ورایانه را کنار بگذارید.

15-از استرس بپرهیزید.

16-وقت کافی به گردش وهم صحبتی با آنهائی که دوستشان دارید اختصاص دهید.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:56  توسط عباس   | 

آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:


« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند!


اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید


خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته

باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم

نباشد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 7:52  توسط عباس   | 

 

راهي كه به بهشت مي رود نزديك است ،........................ من به راهي دورتر مي انديشم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:15  توسط عباس   | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:35  توسط عباس   | 

                  

                     از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:

وقتی که این آیه بر پیامبر نازل شد:" والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا

لذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون"(135/آل عمران) (1)

ابلیس(پدر شیطانها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام "ثور" رفت و آژیر خطرش بلند شد و

همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه ی بچه شیطانها جمع شدند. ابلیس، نزول آیات

فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد واز آنها کمک خواست.

یکی از یاران او گفت:

من با دعوت نمودن انسانها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می کنم.

ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی شبیه به اولی کرد ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت.

تا اینکه از میان شیطانها، شیطان کهنه کاری به نام "وسواس خناس" گفت:

پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می کنم (و می گویم

که الان برای توبه کردن زود است و فرصت توبه بسیار است) وقتی که مرتکب گناه شدند خدا را فراموش

کرده و بازگشت به سوی خدا (=توبه) از خاطر آنان محو می گردد.

ابلیس گفت:

مرحبا! راه همین است. سپس این ماموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.(2)

-------------------------------------

پی نوشت ها:

1- آل عمران/135،(و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا می افتندو برای گناهان خود طلب امرزش می کنند- و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟- وبر گناه اسرار نمی ورزند با اینکه می دانند.

2- ر.ک: داستانهای صاحبلان، 1/151-150ف به نقل از امالی صدوق، وسائل الشیعه11/353، باب 85، ج7.

منبع:

محمدی، محمد حسین، هزار و یک حکایت قرآنی، صص741-740.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 9:32  توسط عباس   | 

سالها پيش در كشور آلمان زن و شوهري زندگي مي كردند. آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند. يك روز كه براي تفريح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند، ببر كوچكي در جنگل نظر آنها را به خود جلب كرد. مرد معتقد بود: نبايد به آن بچه ببر نزديك شد. به نظر او ببر مادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت. پس اگر احساس خطر مي كرد به هر دوي آنها حمله مي كرد و صدمه مي زد. اما زن انگار هيچ يك از جملات همسرش را نمي شنيد. خيلي سريع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زير پالتوي خود به آغوش كشيد. مرد به همسرش گفت: عجله كن! ما بايد همين الآن سوار اتوموبيلمان شويم و از اينجا برويم. آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به اين ترتيب ببر كوچك عضوي از ا عضاي اين خانواده كوچك شد و آن دو با يك دنيا عشق و علاقه به ببر رسيدگي مي كردند. سالها از پي هم گذشت و ببر كوچك در سايه مراقبت و محبت هاي آن زن و شوهر حالا تبديل به ببر بالغي شده بود، كه با آن خانواده بسيار مانوس بود.
در گذر ايام مرد درگذشت و مدت زمان كوتاهي پس از اين اتفاق دعوتنامه كاري براي يك ماموريت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسيد. زن با همه دلبستگي بي اندازه اي كه به ببري داشت كه مانند فرزند خود با او مانوس شده بود، ناچار شده بود شش ماه كشور را ترك كند و از دلبستگيش دور شود. پس تصميم گرفت ببر را براي اين مدت به باغ وحش بسپارد. در اين مورد با مسوولان باغ وحش صحبت كرد و با تقبل كل هزينه هاي شش ماهه، ببر را با يك دنيا دلتنگي به باغ وحش سپرد و كارتي از مسوولان باغ وحش دريافت كرد، تا هر زمان كه مايل بود بدون ممانعت و بدون اخذ بليت، به ديدار ببرش بيايد. دوري از ببر برايش بسيار دشوار بود. روزهاي آخر قبل از مسافرت مرتب به ديدار ببرش مي رفت و ساعت ها كنارش مي ماند و از دلتنگيش با ببر حرف مي زد. سر انجام زمان سفر فرا رسيد و زن با يك دنيا غم دوري با ببرش وداع كرد. بعد از شش ماه كه ماموريت به پايان رسيد، وقتي زن بي تاب و بي قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند، در حالي كه از شوق ديدن ببرش فرياد مي زد: عزيزم، عشق من، من بر گشتم. اين شش ماه دلم برايت يك ذره شده بود. چقدر دوريت سخت بود. اما حالا من برگشتم و در حين ابراز اين جملات مهر آميز به سرعت در قفس را گشود: آغوشش را باز كرد و ببر را با يك دنيا عشق و محبت و احساس در آغوش كشيد.
ناگهان صداي فريادهاي نگهبان قفس، فضا را پر كرد: نه، بيا بيرون، بيا بيرون. اين ببر تو نيست. ببر تو بعد از اينكه اينجا رو ترك كردي، بعد از شش روز از غصه دق كرد و مرد. اين يك ببر وحشي گرسنه است... اما ديگر براي هر تذكري دير شده بود. ببر وحشي با همه عظمت و خوي درندگي، ميان آغوش پر محبت زن مثل يك بچه گربه رام و آرام بود. اگرچه ببر مفهوم كلمات مهر آميزي را كه زن به زبان آلماني ادا كرده بود، نمي فهميد. اما محبت و عشق چيزي نبود كه براي دركش نياز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصي باشد. چرا كه عشق آنقدر عميق است كه در مرز كلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالي است، كه از تفاوت نوع و جنس فرا رود.
براي هديه كردن محبت يك دل ساده و صميمي كافي است، تا ازدريچه ي يك نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هديه كند. محبت آنقدر نافذ است كه تمام فصل سرماي ياس و نا اميدي را در چشم بر هم زدني بهار كند. عشق يكي از زيباترين معجزه هاي خلقت است كه هر جا رد پا و اثري از آن به جا مانده، تفاوتي درخشان و ستودني چشم گير است. محبت همان جادوي بي نظيري است كه روح تشنه و سر گردان بشر را سيراب مي كند و لذتي در عشق ورزيدن هست كه در طلب آن نيست.
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:0  توسط عباس   |