|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:14 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاريخچه قزوين
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:28 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فقط 37 ثانيه وقت صرف كنيد تا داستان زير را بخوانيد ، ارزش آن را دارد كه طرز فكر خود را قوت بخشيد. در يكي از اتاقهاي يك بيمارستان دو مرد بستري بودند. يكي از آنها اجازه داشت تا هر بعدازظهر يك ساعت از تخت خود بلند شده ، بنشيند تا مواد زائد از ريهاش دفع شود. تخت او نزديك تنها پنجره اتاق بود. مرد ديگري بايد تمام روز روي تختش دراز ميكشيد و از جايش بلند نميشد. آنها ساعتها با هم دربارة عقايد ، خانوادهها ، خانه ، شغل ، دوران سربازي و تعطيلاتشان صحبت ميكردند. هر بعدازظهر وقتي مرد كنار پنجره ميتوانست بنشيند ، تمام چيزهايي كه ميتوانست بيرون پنجره ببيند براي هماتاقياش تعريف ميكرد. مرد ديگر هم در آن يك ساعت خود را در دنياي گسترده و پرجنب و جوش و رنگارنگ بيرون حس ميكرد. پنجره بر يك پارك با درياچهاي زيبا مشرف است ، اردكها و قوها در آب بازي ميكنند و بچة قايقهاي كاغذيشان را در آن شناور ميكنند . عشاق جوان بازو به بازوي هم در ميان گلهاي رنگارنگ قدم ميزدند و يك منظره دلانگيز از خط افق دردوردست پديدار است . وقتي مرد كنار پنجره تمام اين چيزهاي زيبا و مطبوع را توصيف ميكرد ، مرد ديگر ميتوانست چشمهايش را بسته و همه آن مناظر را مجسم كند . در يك بعدازظهر گرم مرد كنار پنجره گفت : سربازاني را ميبيند كه رژه ميروند. مرد ديگر اگر چه صدايي نميشنيد ،ولي ميتوانست با كلمات توصيفي و زيبا آنها را تصور كند . روزها و هفتهها گذشت ، يك روز صبح كه پرستار براي سركشي به اتاق آنها آمد با پيكر بيجان مرد كنار پنجره مواجه شد . او بسيار ناراحت شده و خدمه بيمارستان را صدا كرد تا جسد را بيرون ببرند . پس از مدتي مرد ديگر از پرستار خواست كه او را به تخت كنار پنجره انتقال دهد . پرستار با كمال ميل اين كار را كرد و وقتي از راحتي جاي او مطمئن شد اتاق را ترك كرد . مرد به آرامي خود را كنار پنجره كشيد و به زحمت به آرنج خود تكيه داد تا براي اولين بار دنياي واقعي پشت پنجره ببيند ،اما با يك ديواربلند مواجه شد.پرستاررا صدا كرد و پرسيد : چهكسي آن مرد را مجبور كرده بود كه چنان چيزهاي خيالانگيزي را براي او در بيرون از پنجره به تصوير بكشد . پرستار پاسخ داد كه مرد كور بوده و حتي ديوار را هم نميديده و ادامه داد : ((شايد او ميخواسته تا تو را به زندگي اميدوار كند . )) چه لذتبخش است كه ديگران را خوشحال كنيم حتي اگر خود در وضعيت بدي باشيم ما با شرح غصههايمان نيمي از آن را به ديگران انتقال ميدهيم در حالي كه اگر شادي تقسيم شود دو برابر ميشود . « اميـــد »و آرزو آخرين چيزيست كه دست ازگريبان بشر برميدارد
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 11:44 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 11:46 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 9:3 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 7:59 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 10:40 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شايد كه عمل كنيم: تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست. براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعهيافته و ثروتمند هستند. تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند. مثال بعدي سويس است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود. سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهاي سويس). افراد تحصیلکردهاي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد. نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند. پس تفاوت در چيست؟ تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند:
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بودهاست. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شدهاست. ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم. اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد: اتفاقي براي شما نميافتد، گربه شما نميميرد، از محل كارتان اخراج نميشويد، هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نميشود و مريض هم نخواهيد شد. اما اگر ميهن خود را دوست داريد، اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند.
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 11:59 توسط عباس
|
|
|||||
|
|||||