تبليغاتX
چشم آهو «قزوين»
استان قزوین در حوزه مرکزی ایران بین ۴۸درجه و ۴۵ درجه و ۴۵ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۵۰ دقیقه طول شرقیاز نصف النهار گرینویچ و ۳۵ درجه و ۲۷ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی نسبت به خط استوا قرار دارد . این استان از شمال به استانهای مازندران و گیلان ، از سمت غرب به استان های زنجان و همدان از سمت جنوب به استان مرکزی و از شرق به استان تهران محدود می باشد .این استان در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز واقع شده که به دلیل داشتن ارتفاعات متعدد و بارندگی های متوسط از نقاط معتدل کشور به شمار می آید. مرتفع ترین کوههای استان «سیاهلان، کی جگین، سفید کوه و سیاه کوه» بوده که حداکثر ارتفاع در کوههای شمال سیاهلان ۴۱۷۵ متر از سطح دریا می باشد.محدوده مرکزی و شرق استان را دشت تشکیل می دهد که شیب آن از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد و در پائین ترین نقطه ۱۱۳۰ متر است. حداقل ارتفاع استان در شمال غربی و در بخش طارم سفی و کناره های دریاچه سفید رود با ارتفاع ۳۰۰ متر از سطح دریا است.
استان قزوین هم اکنون دارای ۵ شهرستان ، ۱۹ بخش ، ۴۶ دهستان و ۲۴ شهر با مجموع جمعیت ۱۱۴۳۲۰۰ نفرمعادل ۲۹۴۵۳۹ خانوار بر اساس آمار سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ می باشد . که از این میزان ۷۷۷۹۷۵ نفر (معادل ۲۰۳۳۵۶خانوار ) جمعیت شهری و ۳۶۵۲۰۳ نفر (معادل ۹۱۱۷۹خانوار ) جمعیت روستایی محسوب می گردند . همچنین مساحت این استان بالغ بر ۱۵۵۶۸ کیلومتر مربع با تراکم ۷۴ نفر در هر کیلومتر مربع با تعداد ۱۲۶۶ آبادی دارای سکنه است.

روند تغییرات سیاسی و اداری استان قزوین از سال ۱۳۱۶ به بعد

۱- بر اساس قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران مصوب آبانماه ۱۳۱۶ کشور به ده استان و چهل و نه شهرستان تقسیم می شود در این تقسیم بندی قزوین جزء استان یکم قرار می گیرد بخشهای قزوین در این تقسیمات عبارت بودند از صدر آباد ، ضیاء آباد ، معلم کلایه ، آوج ، قشلاق و بخش مرکزی قزوین .
۲- بر اساس تقسیمات کشوری مصوب سال ۱۳۴۵ قزوین دارای ۷ بخش و سیزده دهستان و ۹۸۷ روستا بوده است که بخشهای آن عبارت بودند از : آبیک ، آوج ، بوئین زهرا ، تاکستان ، حومه ، سیردان ، معلم کلایه .
۳- بعد از چندی در تاریخ ۲۳/۷/۱۳۲۶ شهرستان قزوین از استان یکم منتزع و به استان مرکزی ملحق می گردد . لیکن با انتقال مرکزیت استان مرکزی به شهر اراک ، شهرستان قزوین از استان مرکزی جدا شد و به استان زنجان ملحق می گردد . تا این که در سال ۱۳۷۳ مجددا از استان زنجان منتزع و به استان تهران ملحق می گردد . در این زمان بخشهای شهرستان قزوین عبارت بودند از :
الف : بخش مرکزی مشتمل بردهستانهای اقبال شرقی ، اقبال غربی ، شریف آباد ، پیریوسفیان ، ایلات قاقازان شرقی و ایالات قاقازان غربی .
ب : بخش آبیک مشتمل بر دهستانهای کوهپایه غربی ، کوهپایه شرقی ، بشاریات و زیاران .
ج : بخش آوج مشتمل بر دهستانهای : حصار ولی عصر ، آبگرم ، خرقان شرقی ، خرقان غربی و شهید آباد .
د : بخش بوئین زهرا مشتمل بر دهستانهای : رامند جنوبی ، دشتابی شرقی ، دشتابی غربی ، زهرای بالا و زهرای پایین .
ح : بخش رودبار شهرستان مشتمل بر دهستانهای : رودبار محمد زمانی ، رودبار شهرستان ، دستجرد .
و : بخش رودبار الموت مشتمل بر دهستانهای معلم کلایه ، رودبار الموت بالا و الموت پائین
ز: بخش طارم سفلی مشتمل بر دهستانهای : چوقور ، خندان و نیارک
۴- پس از الحاق قزوین به استان تهران به دلیل وسعت و جمعیت و موقعیت خاص منطقه ، هیات محترم وزیران طی مصوبه شماره ۱۲۱۴۶۹ / ت / ۱۷۱۶۹ / ک مورخ ۱۶/۱۰/۷۵ بنا به پیشنهاد وزارت کشور به استناد ماده ۱۳ قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری و در اجرای ماده ۷ قانون یاد شده شهرستان بوئین زهرا را به مرکزیت شهر بوئین زهرا در تابعیت استان تهران شکل می دهد. بخشهای شهرستان بوئین زهرا عبارت بودند از بخش مرکزی و بخش آوج .
۵- به دنبال همین سیاست هیات وزیران مجددا لایحه جدیدی در ارتباط با استان شدن قزوین تهیه و تقدیم مجلس شورای اسلامی نمود که این لایحه در تاریخ ۲۰/۳/۷۶ تحت عنوان ایجاد استان قزوین به تصویب مجلس رسیده و پس از تائید شورای نگهبان در تاریخ ۲۷/۳/۷۶ جهت اجرا به وزارت کشور ابلاغ و استان قزوین به مرکزیت شهر قزوین از ترکیب شهرستان های زیر تشکیل می گردد .
الف : شهرستان قزوین مشتمل بر بخشهای مرکزی ، رودبار الموت ، رودبار شهرستان ، طارم سفلی و آبیک
ب : شهرستان بوئین زهرا مشتمل بر بخشهای مرکزی و آوج
ج : شهرستان تاکستان مشتمل بر بخشهای مرکزی ، ضیاءآباد و خرم دشت .
از تاریخ تصویب لایحه استان قزوین۲۰/۳/۷۶ تا کنون تغییرات چندی در ترکیب بخشهای و شهرستانهای استان ایجاد شده است که عبارتند از :
تشکیل بخش رامند از ترکیب دهستانهای ابراهیم آباد و رامند جنوبی درتابعیت شهرستان بوئین زهرا .
تشکیل بخش شال از ترکیب دهستانهای زین آباد و قلعه هاشم در شهرستان بوئین زهرا
تشکیل بخش دشتابی از ترکیب دهستانهای دشتابی غربی و دشتابی شرقی در تابعیت شهرستان بوئین زهرا .
تشکیل بخش آبگرم از ترکیب دهستانهای آبگرم و خرقان شرقی در شهرستان بوئین زهرا .
تشکیل بخش اسفرورین از ترکیب دهستانهای خرم آباد و اک در تابعیت شهرستان تاکستان .
تشکیل شهرستان آبیک از ترکیب بخش مرکزی و بشاریات
تشکیل بخش بشاریات از ترکیب دهستانهای بشاریات شرقی و بشاریات غربی در تابعیت شهرستان آبیک .
تشکیل بخش کوهین از ترکیب دهستانهای ایلات قاقازان شرقی و ایلات قاقازان غربی در تابعیت شهرستان قزوین
تشکیل بخش البرز از ترکیب دهستانهای شریف آباد و پیریوسفیان در شهرستان قزوین .
تشکیل شهرستان البرز مشتمل بر بخشهای مرکزی ، محمدیه .
تشکیل بخش محمدیه مشتمل بر دهستانهای شریف آباد و حصار خروان .
تبدیل سطح روستای خرمدشت مرکز بخش خرمدشت به عنوان شهر خرمدشت .
تبدیل سطح روستای معلم کلایه مرکز بخش رودبار الموت به عنوان شهر معلم کلایه .
تبدیل سطح روستای رازمیان مرکز بخش رودبار شهرستان به عنوان شهر رازمیان .
تبدیل سطح روستای آبگرم مرکز بخش آبگرم به عنوان شهر آبگرم .
تبدیل سطح روستای ارداق مرکز بخش دشتابی به عنوان شهر ارداق .
تبدیل سطح روستای کوهین مرکز بخش کوهین به عنوان شهر کوهین .
تبدیل سطح روستای خاکعلی مرکز بخش بشاریات به عنوان شهر خاکعلی .
تبدیل سطح روستای محمود آباد از بخش مرکزی قزوین به عنوان شهر محمود آباد نمونه .
تبدیل سطح روستای بیدستان از بخش البرز شهرستان قزوین به عنوان شهر بیدستان .
تبدیل سطح روستای نرجه از بخش مرکزی شهرستان تاکستان به عنوان شهر نرجه.
تبدیل سطح روستای سیردان مرکزی بخش طارم سفلی به عنوان شهر سیردان .
تبدیل سطح روستای سگز آباد مرکز دهستان سگز آباد از بخش مرکزی شهرستان بوئین زهرا به عنوان شهر سگزآباد .

منابع آب

رشته کوه های البرز در نواحی شمالی و رشته کوههای منفرد مرکزی و دامنه های شیب دار آن ها در بخش جنوبی استان ،نقش قابل توجهی در ایجاد جریان آب های زیر زمینی و به وجود آمدن سفره های غنی قابل برداشت در نواحی نسبتا هموار داشته و امکان حفر چاه های عمیق با آبدهی مناسب را میسر ساخته اند . در حال حاضر تعداد ۱۸۰۸ حلقه چاه عمیق ،۲۳۵۶ حلقه چاه نیمه عمیق و ۶۳۳ رشته قنات در این استان وجود دارد.مجموعه تخلیه آب آن در سال ،تقریبا به ۱۱۹۲ میلیون متر مکعب می رسد. وجود سه رودخانه دائمی با حجم آبی به میزان ۲۴۳ میلیون متر مکعب و رودخانه های فصلی متعدد با حجم آب ۶۲ میلیون متر مکعب ،از جمله منابع آبی قابل توجه این استان است .همچنین حوز ه های آبریز« طالقان رود» و « الموت رود » که هر دو از سر شاخه های رودخانه « شاهرود » هستند،به ترتیب با حجم آبی به میزان ۴۶۰ و ۷۳۰ میلیون متر مکعب ،از منابع آبی این استان محسوب می شوند. در حال حاضر ،تنها ۱۸۰ میلیون متر مکعب از این آب ها برداشت می شود و بقیه به دلیل وجود اختلاف ارتفاع بین اراضی و منابع آب ،غیر قابل برداشت است.اما براساس برآوردهای موجود ،هنوز می توان در حدود صد میلیون متر مکعب دیگر از این آب ها را به روش های مختلف «ایجاد کانال های انحرافی، پمپاژو... » برداشت کرد.

ناهمواریها

استان قزوین در دامنه جنوبی رشته کوه البرز قرار دارد و تمام قسمت های شمالی ،غربی و جنوبی آن کوهستانی است .بلندی های « رشته کوه البرز» در شمال شرقی – شمال غربی به صورت کو های پراکنده ،این استان را از استان های همجوار متمایز کرده است . مرتفع ترین کوه های این استان « سیالان» ، « کی جگین» ، « سفید کوه» و« سیاه کوه» است و حداکثر ارتفاع آن در کوه های شمالی سیالان ۴۱۷۵ متر از سطح دریا است.

محدوده مرکزی و شرق استان را « دشت قزوین » تشکیل می دهد که شیب آن از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد و پست ترین نقطه آن ۱۱۳۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

آب و هوا

آب و هواى ناحیهٔ‌ شمالى استان قزوین کوهستانى است. این ناحیه، زمستان‌هاى سرد و پربرف و تابستان‌هاى معتدل دارد. نواحى دشتى استان قزوین داراى زمستان‌هاى سرد و تابستان‌هاى گرم و خشک است. میانگین دماى سالانهٔ آن ۱۳/۲ درجهٔ سانتى‌گراد و میانگین بارندگى سالانهٔ آن ۳۰۴/۴ میلى‌متر است.
استان قزوین به دلیل داشتن ارتفاعات متعدد و بارندگی های متوسط،دارای زمستانی سرد و تابستانی معتدل است .سیستم های هوایی موثر در استان عبارتند از :
سیستم غربی و مدیترانه ای : بیشترین عامل بارندگی در استان .
سیستم پرفشار شمالی: عامل سردی و رطوبت .
در این استان دو جریان باد وجود دارد :جریان شمالی یا باد « مه» که بیشتر در اثر نفوذ سیستم های پر فشاراست و از شمال غرب به جنوب شرق می ورزد و جریان باد« راز» که در جهت جنوب شرق به شمال غرب است.
استان قزوین دارای زمستان های سرد و تابستان های خنک است.میزان بارندگی در این استان بین دویست تا سیصد میلیمتر در سال در نوسان است. براساس آمار، هشتاد روز از سال را روزهای یخبندان تشکیل می دهد ودر فصل تابستان گرمای هوا گاهی به چهل و یک درجه سانتیگراد نیز می رسد.

جغرافیای طبیعی

استان قزوین به دو ناحیهٔ کوهستانى و دشتى تقسیم مى‌شود. منطقهٔ کوهستانى آن در شمال استان قرار دارد و دهستان‌‌هاى الموت، رودبار و قسمتى از کوهپایهٔ اقبال و پشگلدره را در بر مى‌گیرد. در همین ناحیه، بخشى از رشته‌کوه البرز از بخش شمال غربى و از استان گیلان به طرف جنوب غربى در داخل استان قزوین کشیده شده است. سیالان و الموت دو قله از قله‌هاى معروف کوهستان‌هاى بخش غربى البرز مى‌باشند.
دره‌هاى البرز در دامنه‌هاى خشکِ جنوبى، به‌ویژه در ناحیهٔ‌ قزوین، باریک و کم‌عرض هستند و با دیواره‌هاى پرشیب کشیده شده‌اند. آبادترین و پرجمعیت‌‌ترین دره‌هاى آن، درهٔ شاهرود و دره‌هاى دو شاخهٔ معروف آن، رود طالقان و رود الموت‌اند که آب دامنه‌هاى البرز جنوبى را به سفیدرود مى‌رسانند. دره و رودخانهٔ‌ شاهرود کوه‌هاى میان درهٔ چالوس و سفیدرود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسیم کرده‌اند. کوه‌هاى طالقان، ‌ سیالان، الموت و تخت‌سلیمان در غرب الموت (با ارتفاع ۴۴۰۰ متر) در ساحل چپ سفیدرود، با قلهٔ دلفج (با ارتفاع ۲۷۷۰ متر) که از قله‌هاى قدیمى آتشفشانى است، اتصال یافته‌اند. در جنوب شاهرود، کوه‌هاى زیاران، سبزپوش، خزران و ... قرار دارند که از زمان‌هاى پیشین مسیرهاى پیادهٔ‌ شمالى - جنوبى قزوین بوده‌‌اند که بعضى از آن‌ها در امتداد دره‌ها تا ساحل دریاى مازندران (خزر) امتداد یافته‌اند و گردنه‌هاى معروف سلمبار و الوچشمه را پدید آورده‌‌اند. این راه‌ها ناحیهٔ دشت قزوین را به غرب مازندران و شرق گیلان متصل ‌کرده‌اند. در ناحیهٔ غربى دشت قزوین یک رشته ارتفاعات موازى به نام «چرگر» قرار دارد که از جانب شمال به جنوب کشیده شده و استان قزوین را از استان زنجان و خمسه جدا مى‌کند. این ارتفاعات در حدفاصل نواحى سلطانیه و تارم قرار دارند. در قسمت جنوب این استان، چند رشته از ارتفاعات به موازات هم قرار گرفته‌اند که به نام «رامند» معروف هستند.
ارتفاعات مزبور در جنوب شرقى دهستان زهرا قرار دارند. این ارتفاعات در قسمت جنوب غربى با کوه‌هاى خرقان و درگزین استان همدان پیوند دارند. استان قزوین از جانب غربى، ‌ بدون هیچ مانعى، به جلگهٔ ساوجبلاغ که در حال حاضر جزو محدودهٔ استان تهران است و کوه طالقان آن را از استان قزوین جدا کرده است، منتهى مى‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:55  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:58  توسط عباس   | 

علامه رفیعی

«آیت الله حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی»،از بزرگترین فلاسفه وحکما ومجتهدین صد ساله اخیر،در سال ۱۲۶۸ شمسی در شهر عالم پرور قزوین به دنیا آمد.نسب این فیلسوف ودانشمند عالی مقام از جانب پدر به «سید میرزا محمد زمان طالقانی قزوینی» که از بزرگان علمای عصر خود واز شاگردان ملا خلیلای قزوینی بوده واز جانب مادر به شادروان آیت الله حاج سید ابراهیم، معروف به «صاحب ضوابط الاصول» و «دلائل الاحکام» میرسد.از همان دوره کودکی آثار ذکاوت ونبوغ علمی در علامه رفیعی مشهود بود.او در ابتدای عمر در قزوین به یاد گرفتن کتب دستوری وبلاغی ادبیات عرب،از قبیل صرف ونحو،معانی،بیان وبدیع پرداخت وکتب مربوط به این علوم را در مدرسة صالحیة قزوین،در محضر اساتید فاضل آن دوره به پایان رساند.پس از آن دورة سطوح علمی و کتب فقهی واصولی را نزد «حاج ملا علی طارمی» و«آیت اله ملاعلی اکبر سیاه دهنی» فرا گرفت.پس از آموختن مقدمات وسطوح، در سال ۱۲۹۴شمسی راهی تهران شد ودر مدرسة «صدر نزد اساتیدی چون «حاج شیخ عبدالنبی نوری» فقه واصول را آموخت.از آنجا که به آموختن علوم دیگر نیز تمایل ذاتی وقلبی داشت،به فراگیری حکمت نزد مرحومین «میرزا حسن کرمانشاهی»،«حاج فاضل تهرانی شمیرانی» و «میرزا محمود قمی» وآموختن ریاضیات در محضر «میرزا ابراهیم زنجانی» پرداخت.هیأت،هندسه واسطرلاب را نیزاز «آقا شیخ علی رشتی» آموخت.دیگر اساتید وی «حاج شیخ ابوالقاسم کبیر قمی» ، « حاج شیخ محمدرضا مسجد شاهی اصفهانی» و«میرزا هاشم اشکوری» بوده اند.«آیت اله رفیعی» در سال ۱۲۹۸ شمسی از تهران به قزوین مراجعت کرد وپس از یک سال توقف در زادگاه خود،مجدداً به تهران بازگشت ودر مدرسة «عبداله خان»اقامت گزید.چون در همین دوران نبوغ او آشکار شده بود،طلاب مدارس دیگر به درس او حاضر می شدند واو به مدت دو سال در تهران به تدریس کتب فقهی از قبیل شرح لمعه وقوانین وکتب حکمی از قبیل شرح منظومة سبزواری واشارات بوعلی پرداخت.در سال ۱۳۰۰شمسی که حوزه علمیة قم توسط «حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی» تأسیس شد،به محضر درس مرحوم حائری شتافت واز درس فقه واصول این مؤسس گرانقدر استفاده های شایان کرد ودر ضمن،خود نیز بنا بر سنت وشیوة حوزه های علمی،به تدریس کتاب کفایة آخوند خراسانی ورسائل ومکاسب شیخ انصاری وکتاب اسفار اربعه وشرح منظومه سبزواری پرداخت.در ماه رمضان سال ۱۳۰۴شمسی به دستور«حاج شیخ عبدالکریم حائری»در مسجد بالاسر به کرسی تدریس نشست ودر این موقع در حدود دویست وپنجاه تن از طلاب وفضلای مستعد از محضر درس او استفاده می کردند.در همین اوقات به تحریر حواشی خود بر کتاب «شرح منظومه» پرداخت وتعلیقات ایشان بر کتاب رسائل شیخ انصاری هم در همین تاریخ می باشد.در سال ۱۳۰۷شمسی با اجازه صریح در اجتهاد وحرمت تقلید ایشان از مراجع دیگر،دروس خارج کفایه ومتن اسفار اربعه وکتب فقهی متداول وتفسیر قرآن کریم را تدریس می کرد.«آیت اله رفیعی» در سال ۱۳۰۸شمسی مجدداً به قزوین مراجعت کرد.

«وفات و مدفن علامه رفیعی»

علامه رفیعی از تاریخ ۸/۱۲/۱۳۵۲ به مدت یک ماه در بیمارستانی در لندن بستری بود.پس از مراجعت به ایران،به دنبال یک دوره کسالت وبیماری ممتد،در بیمارستان مهر تهران بستری شد.سرانجام شمع وجودی این مرجع تقلید وفیلسوف معظم در نیمه شب سه شنبه ۲۴دی ماه ۱۳۵۳شمسی در سن ۸۵سالگی به خاموشی گرائید.پیکر آن فقید معظم طی تشییع با شکوهی از جانب خانواده،دوستداران،مقلدین و روحانیون تهران وقم،در مسجد بالاسر،جنب مرقد حضرت معصومه(س)،در کنار مزار استادش «شیخ عبدالکریم حائری یزدی» به خاک سپرده شد که بعداً در جنب قبر آن مرحوم ،شادروانان«علامه طباطبایی» و«مرتضی مطهری» دفن گردیدند.از مرحوم رفیعی ده پسر وچهار دختر باقی ماند که بارزترین آنها «آقا محسن رفیعی» است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:56  توسط عباس   | 

همنشيني با پنج نفر

ممنوع !

امام سجاد (ع)به فرزند عزيزشان فرمودند: با پنج شخص دوست و همنشين نباش:

1 دروغگو : زيرا او مثل سرابي است كه دور را نزديك و نزديك را در نظرت دور جلوه مي دهد.

2 فاسق و گناهكار: زيرا تو را به لقمه ناني يا كمتر ازآن    مي فروشد.((ان الله يحت الفاسقين))

3 بخيل : زيرا او تو را از مالش در سخت ترين نيازهايت ياري نمي كند.

4 نادان و كم عقل : زيرا او مي خواهد به تو سود رساند ولي ((براثرحماقت)) به تو زيان مي رساند.

5 قطع كننده رحم : زيرا در قرآن كريم از او بعنوان ملعون ياد شده است :

كساني كه قطع رحم نمايند خداوند آن ها را از رحمتشان دور ساخته .(سوره محمد آيه 23)

كساني كه پيوندهايي را كه خداوند به آن امر كرده است قطع مي كنند و در روي زمين فسادمي نمايند

اين ها زيانكارانند(سوره بقره آيه 27)

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:0  توسط عباس   | 

در قرآن, اين ميوه ها و سبزيجات نام برده شده اند: خرما, انگور, زيتون, انار, موز, انجير, خيار, سير, عدس و پياز. تعدادي از آياتي که اين لغات در آنها تکرار شده اند, در اينجا آورده شده اند

۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۱

و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد

۲- سوره: ۱۳ , آیه: ۴

و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است

۴- سوره: ۵۶ , آیه: ۲۹

و درختهاى موز كه ميوه‏اش خوشه خوشه روى هم چيده است

۵- سوره: ۹۵ , آیه: ۱

سوگند به انجير و زيتون

۶- سوره: ۲ , آیه: ۶۱

و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند

۷- سوره: ۱۹ , آیه: ۲۵

و تنه درخت‏خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:45  توسط عباس   | 

راهی که به بهشت میرودنزدیک است.
من به راه دورترمیروم.راهی که تنهابه خدامیرسد...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:40  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 9:11  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:35  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 12:8  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 11:5  توسط عباس   |