تبليغاتX
چشم آهو «قزوين»
 

ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماس

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 10:2  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 7:48  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:30  توسط عباس   | 

 

امام حسين عليه السلام :
كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصدي برسد ، ديرتر به آروزيش مي رسد و زودتر به
آنچه مي ترسد گرفتار مي شود .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 120

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:34  توسط عباس   | 

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلّم:

هر كه خواهد بداند نزد خدا چه دارد ، بنگرد خدا نزد وي چه دارد.

كنز العمال ، ج 11، ص 94 ، ح 30757

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:28  توسط عباس   | 

شايد كه عمل كنيم:

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.

براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.

ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

مثال بعدي سويس است.

 

كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس).

افراد تحصیل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.

 

پس تفاوت در چيست؟

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

  1. اخلاق به عنوان اصل پايه
  2. وحدت
  3. مسئوليت پذيري
  4. احترام به قانون و مقررات
  5. احترام به حقوق شهروندان ديگر
  6. عشق به كار
  7. تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
  8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
  9. نظم‌پذيري

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.

ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.
 

ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد:

 

اتفاقي براي شما نمي‌افتد،

گربه شما نمي‌ميرد،

از محل كارتان اخراج نمي‌شويد،

هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نمي‌شود

و مريض هم نخواهيد شد.

اما اگر ميهن خود را دوست داريد،

 

 

 

اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 8:0  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:53  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:8  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 10:57  توسط عباس   | 

پنج جمله ی خوب برای کودکان:

۱) خودت تصمیم بگیر

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: «بچه‌ها تصمیم بگیرید یا بی‌سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید.» اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگوئید: «خوب می‌بینم تصمیم گرفتید که بروید بیرون از اتاق.» این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می‌دهد. زیرا آنها می‌دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است

چگونه با کودکان صحبت کنیم

۲) من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی‌پسندم.

اگر می‌خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه ی خوب و بچه ی بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می‌کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

۳) از تو می‌خواهم مشکل مرا حل کنی.

اگر کودک کاری را انجام می‌دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده‌اید. ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی‌بیند خود را موظف می‌داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد: «صدای بلند تلویزیون باعث می ‌شود دچار سردرد شوم.»

۴) احساس تو را درک می‌کنم

وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می‌برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. «از تو متنفرم» یا «خیلی بدی». این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می‌توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

۵) «آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده‌ای؟»

افراد متفاوت، نیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می‌گویند: «عدالت را رعایت کنید. منصف باشید.» و این جملات زمانی مطرح می‌شوند که کودک می‌خواهد وسیله ی خاصی برایش تهیه شود. صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم: «انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی‌کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کند لازم باشد شما هم آنتی‌بیوتیک مصرف کنی!»

 

 

 

 

 

پنج جمله بد برای کودکان :

۱) مناسب سن خودت رفتار کن!!

گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می‌کنند؛ زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان‌دهنده ی احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک شش ساله‌ای که نمی‌داند چه می‌خواهد و گریه می‌کند ، یا کودک چهار ساله‌ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می‌کند ، هر دو متناسب سنشان عمل می‌کنند اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای این که به کودک بگویید «مناسب سن خودت عمل کن.» بگویید: «به نظر می‌رسد واقعاً عصبانی هستی» می‌دانم وقتی چنین اتفاقی می‌افتد بسیار ناراحت‌کننده است.» این جملات به کودک آرامش می‌دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.

۲) شوخی کردم.

دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می‌کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می‌شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه این که باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.

۳)چرا مثل [...] نیستی؟

با مقایسه ی کودکان، آنها احساس می‌کنند در مرتبه ی پایین‌تری قرار گرفته‌اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین‌تر از دیگری احساس کند ، روحیه ی خود را می‌بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را تشویق کنید بر اصلاح رفتار خودشان.

۴) ندو و گرنه می‌افتی !!

علی‌رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می‌شود کودک بیافتد. زیرا به او القا می‌کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می‌کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید. «قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش‌هایت مطمئن باش.» در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده‌اید نه ناتوانی کودک.

۵) چی بهت گفتم؟؟؟؟؟

چرا سوالی را می‌پرسید که خودتان جواب را می‌دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می‌پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می‌زند و می‌گذرد. اگر از رفتار او رنجیده‌اید بگویید: «من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب‌لباسی آویزان کن.»

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:45  توسط عباس   | 

 

ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماس

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:57  توسط عباس   | 

در قرآن, اين ميوه ها و سبزيجات نام برده شده اند: خرما, انگور, زيتون, انار, موز, انجير, خيار, سير, عدس و پياز. تعدادي از آياتي که اين لغات در آنها تکرار شده اند, در اينجا آورده شده اند

۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۱

و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد

۲- سوره: ۱۳ , آیه: ۴

و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است

۴- سوره: ۵۶ , آیه: ۲۹

و درختهاى موز كه ميوه‏اش خوشه خوشه روى هم چيده است

۵- سوره: ۹۵ , آیه: ۱

سوگند به انجير و زيتون

۶- سوره: ۲ , آیه: ۶۱

و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند

۷- سوره: ۱۹ , آیه: ۲۵

و تنه درخت‏خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 8:38  توسط عباس   | 

ای آرامش جانها...در عصر طوفانها

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:23  توسط عباس   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 11:48  توسط عباس   | 

فقط 37 ثانيه وقت صرف كنيد تا داستان زير را بخوانيد ، ارزش آن را دارد كه طرز فكر خود را قوت بخشيد.

در يكي از اتا‌ق‌‌هاي يك بيمارستان دو مرد بستري بودند. يكي از آنها اجازه داشت تا هر بعدازظهر يك ساعت از تخت خود بلند شده ، بنشيند تا مواد زائد از ريه‌اش دفع شود. تخت او نزديك تنها پنجره اتاق بود.

مرد ديگري بايد تمام روز روي تختش دراز مي‌كشيد و از جايش بلند نمي‌شد. آنها ساعت‌ها با هم دربارة عقايد ، خانواده‌ها ، خانه ، شغل ، دوران سربازي و تعطيلاتشان صحبت مي‌كردند.

هر بعدازظهر وقتي مرد كنار پنجره مي‌توانست بنشيند ، تمام چيزهايي كه مي‌توانست بيرون پنجره ببيند براي هم‌اتاقي‌اش تعريف مي‌كرد. مرد ديگر هم در آن يك ساعت خود را در دنياي گسترده و پرجنب‌ و جوش و رنگارنگ بيرون حس مي‌كرد. پنجره بر يك پارك با درياچه‌اي زيبا مشرف است ، اردكها و قوها در آب بازي مي‌كنند و بچة‌ قايقهاي كاغذيشان را در آن شناور مي‌كنند . عشاق جوان بازو به بازوي هم در ميان گلهاي رنگارنگ قدم مي‌زدند و يك منظره دل‌انگيز از خط افق دردوردست پديدار است .

وقتي مرد كنار پنجره تمام اين چيزهاي زيبا و مطبوع را توصيف مي‌كرد ، مرد ديگر مي‌توانست چشمهايش را بسته و همه آن مناظر را مجسم كند .

در يك بعدازظهر گرم مرد كنار پنجره گفت : سربازاني را مي‌بيند كه رژه مي‌روند. مرد ديگر اگر چه صدايي نمي‌شنيد ،ولي مي‌توانست با كلمات توصيفي و زيبا آنها را تصور كند .

روزها و هفته‌ها گذشت ، يك روز صبح كه پرستار براي سركشي به اتاق آنها آمد با پيكر بي‌جان مرد كنار پنجره مواجه شد . او بسيار ناراحت شده و خدمه بيمارستان را صدا كرد تا جسد را بيرون ببرند . پس از مدتي مرد ديگر از پرستار خواست كه او را به تخت كنار پنجره انتقال دهد .

پرستار با كمال ميل اين كار را كرد و وقتي از راحتي جاي او مطمئن شد اتاق را ترك كرد . مرد به آرامي خود را كنار پنجره كشيد و به زحمت به آرنج خود تكيه داد تا براي اولين بار دنياي واقعي پشت پنجره ببيند ،اما با يك ديواربلند مواجه شد.پرستاررا صدا كرد و پرسيد : چه‌كسي آن مرد را مجبور كرده بود كه چنان چيزهاي خيال‌انگيزي را براي او در بيرون از پنجره به تصوير بكشد .

پرستار پاسخ داد كه مرد كور بوده و حتي ديوار را هم نمي‌ديده و ادامه داد : ((شايد او مي‌خواسته تا تو را به زندگي اميدوار كند . ))

چه لذت‌بخش است كه ديگران را خوشحال كنيم حتي اگر خود در وضعيت بدي باشيم ما با شرح غصه‌هايمان نيمي از آن را به ديگران انتقال مي‌دهيم در حالي كه اگر شادي تقسيم شود دو برابر مي‌شود .

                                              

«  اميـــد »و آرزو آخرين چيزيست كه دست ازگريبان بشر برمي‌دارد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 8:27  توسط عباس   | 

با سلام خدمت آقا بهنام خوش آمدي

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی،پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 8:21  توسط عباس   | 

شبکه خبر کاسپین - "نوروز" بزرگترین و شکوهمندترین جشن ایرانی است که از هزاران سال پیش در نخستین روز سال نو که روز اول فصل بهار است ، با آیین‌های ویژه در پهنه ایران زمین برگزار می‌شده و اکنون نیز انجام می‌شود.
اگر چه در طول تاریخ در برخی مراسم این روز دگرگونی‌های بسیاری روی داده و برخی از رسوم کهن آن منسوخ شده و مراسم جدیدی جای آن را گرفته است اما هیچگاه از رونق و شکوه آن کاسته نشده است.

استان قزوین نیز با توجه به قدمت تاریخی و فرهنگی خود از جشن‌ها و آیین- های جذابی برخوردار است.

نوروزخوانی یکی از مراسم مربوط به روزهای پایانی سال است و در واقع جزیی از مراسم استقبال نوروز به شمار می‌رود. نوروز خوان‌ها پیش تر از اهالی روستاهای منطقه الموت و طالقان بودند.

آنها در دسته‌های دو تا چهار نفره در کوچه و خیابان براه می‌افتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند ، آغاز سال نو را به مردم مژده می‌دادند.

معمولا یک یا دو نفر بیتی را می‌خوانند یا دو بیت دیگر را دو نفر دیگر پاسخ می‌دادند "نوروز نو ، سال باشد شمار را امسال باد مبارک مبارک، ای خانم باجی بلا نبینی واسه مان بیار نقل و شیرینی ، نوروز نو سال باشد شما را امسال باشد مبارک مبارک،ای خانم باجی از ما نرنجی بیار برای ما نان برنجی،ای حاج آقا سر به سر خدا داده پنج تا پسر، همه را کنی تو داماد ما بگویم مبارک باد"
ساکنان منازل نیز با شنیدن صدای نوروز خوان‌ها، به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شیرینی از آنان پذیرایی می‌کنند، عید نوروز چون به عنوان روز آغازین سال محسوب می‌شود جایگاه ویژه‌ای در باورهای و اعتقادهای مردم ایران دارد.

دست افشانی، پایکوبی و ترانه‌خوانی "کوسه گلین" که با جامه‌ای سرخ ، کلاه بوقی و زنگوله به‌پا در خانه‌ها می‌رود از دیگر مراسم مردم قزوین در آستانه سال نو است .

قزوینی‌ها بخشیدن پول و شیرینی به نوروز خوان و کوسه گلین را خوش یمن می‌دانند.

از دیگر آیین‌های این شهر کهن در هنگام شکوفایی بهار طبیعت مراسم سمنو پزی است که این آیین توسط بانوان و به صورت گروهی انجام می‌گیرد و سرشار از اعتقادات مذهبی است.

زمان نسبتا طولانی پخت سمنو آن را با آداب ویژه و رمز آلودی آمیخته که با مشارکت همسایگان و نیت خاص هر یک از آنان صورت می‌گیرد.

در آیین‌ها و مراسم جشن نوروز در قزوین، مردم از اواسط اسفند ماه به فکر برگزاری هرچه باشکوهتر نوروز و تهیه و تدارک نیازمندیهای آن می‌افتند.

"خانه تکانی" از دیگر مراسم استقبال از بهار است که طبق سنت کهن در روز- های آخر سال در قزوین انجام می‌شود.

منظره خانه تکانی مردم قزوین چهره‌ای زیبا از زدودن یک سال غبار کهنگی از سیمای منازل است که با غبارروبی دلها نیز همراه است.

در آستانه سال نو همانطور که زمین با طراوت و شاداب شده و جامه نو برتن می‌کند، مردم هم مصمم هستند این شادابی را با خانه تکانی به خانه‌های خود بیاورند.

آیین خانه تکانی که سابقه‌ای کهن در فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان دارد سنتی پسندیده است و اسلام نیز با شعار "النظافه من الایمان" انسان را به رعایت بهداشت فردی و اجتماعی توصیه کرده است.

تهیه "سبزه" از دیگر تدارک نوروزی است که مردم آن را با کاشتن دانه‌هایی مانند گندم، جو، عدس و ماش در بشقاب آماده می‌کنند.

برخی علاوه بر این سبزه، پارچه نازکی به دور کوزه‌ها و قلیان‌های سفالی می‌پیچند و داخل آن را پر آب می‌کنند و روی این پارچه را مقداری خاکشیر و منداب می‌چسبانند که بتدریج سبز شده و مانند سبزه آن را روی سفره هفت سین می‌گذارند.

برنامه دیگری که اغلب در سال‌های گذشته پیش از فرا رسیدن سال نو برگزار می شد ، مراسم "چهارشنبه سوری" و آتش افروختن و شادی کردن در غروب آخرین سه‌شنبه (شب چهارشنبه) اسفند ماه بود.

در اجرای این مراسم مردم در داخل کوچه و یا در حیاط خانه در چند نقطه با فاصله مساوی مقداری بوته و هیزم می‌افروختند و با جست و شادی از روی آن می -پرند و می‌گفتند: "زردی من از تو، سرخی تو از من" و "غم من از تو ، شادی تو از من".

آیین "سال تحویل" در هنگام آغاز سال نو که اهمیت و میمنت خاصی دارد، در کنار سفره هفت سین برگزارمی‌شود که سفره‌ای سفید رنگ یا رنگین و نسبتا فاخر است که برروی زمین گسترانده و در قسمت بالای آن دو عدد شمع روشن، یک جلد کلام الله مجید و یک آیینه می‌گذارند.

برخی روی آینه مزبور یک عدد تخم مرغ آپ پز گذاشته ومعتقدند درلحظه تحویل سال، تخم مرغ می‌چرخد.

بر روی سفره هفت‌سین نیز هفت چیز که نام آنها باحرف "س" آغاز می‌شود مانند سبزی، سیب، سکه، سرکه، سیر، سنجد، سماق وسمنو درظرفهایی‌جداگانه می‌گذارند.

علاوه بر آن سبزه نوروزی، یک ظرف شیرینی، یک ظرف نقل سفید و حبه نبات، یک پیاله عسل و ظرفی پر از تخم مرغ آب پز رنگی به نشانه خرمی، طراوت، نعمت و برکت سفره روی آن می‌چینند و سفره را با آن می‌آرایند.

همچنین یک یا دو ماهی قرمز کوچک در ظرفی انداخته و به نشانه حیات روی سفره هفت سین می‌گذارند.

سفره هفت سین را قبل از تحویل سال آماده می‌کنند و تمام اعضای خانواده با لباس نو و تمیز در کنار آن می‌نشینند و معتقدند که در هنگام تحویل سال همه باید در کنار این سفره جمع شوند تا میانشان تفرقه نیفتد.

هنگام تحویل سال پدر یا بزرگ خانواده دستها را به سوی آسمان بلند می‌کند و دعای مخصوص تحویل سال را بلند می‌خواند و دیگران آن را تکرار می‌کنند.

پس از پایان دعا، اعضای خانواده حلول سال نو را به یکدیگر تبریک گفته و افراد کوچکتر از بزرگترها عیدی می‌گیرند و پس از آن با خوردن شیرینی و نقل و نبات، دهان خود را شیرین کرده و به شادی می‌پردازند.

در روز عید با چیدن سفره‌های رنگین، در خانه‌های خود را به روی میهمانان می گشایند آن‌ها در سفره‌های پارچه‌ای قلم کار و ظروف رنگارنگ بلوری،انواع شیرینی‌های خانگی انجیر، آلبالوی خیس شده ، نخود و کشمش ، نقل و نوعی توت که با خمیر پودر پسته و بادام درست می‌کنند می‌چینند و به میهمانان تخم مرغ رنگ شده ( با پوست پیاز) عیدی می‌دهند.

در روز اول نوروز مراسم عید دیدنی با دیدارهای خانوادگی آغاز می‌شود کوچک -ترها به دیدار بزرگ ترها می‌روند همه دید و بازدیدها باید تاقبل از سیزده بدر انجام شود.

این مراسم از بهترین و شادی بخش‌ترین برنامه‌های ملی و سنتی در این خطه است.

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 13:20  توسط عباس   |